جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
614
تحفة الملوك ( فارسى )
فرمانبردارى كردن هر شخصى را كه در گفتار و كردار خود ، كه متعلق به اينكس است ، نصيح و بىغش و بىغرض و بىمرض و خيرخواه اينكس باشد كه عبارت است از خدا و رسول و ائمه و ساير مؤمنين و ناصحين كه در كردار و گفتار و ارشاد و دعوت خود مردمان را نصيح و خيرخواه و مشفق و مهربان بودند و مقصد ايشان رسانيدن اينكس را به نجات و فوز و سعادات در اين بوده است و غلّ و غش و مكر و خديعه و غرضى از براى خود نداشتند . و اين خصلت از اقوى و از اعظم و آخر و اتمّ آثار عقل است ايضا و از خصايص كمّل است ، چنانكه جناب امام موسى عليه السّلام در جواب ابن سكّيت ، كه عرض نمود كه چهچيز است حجت خدا بر خلق در امروز ، فرمودند كه « العقل يعرف به الصادق على اللّه فيصدقه و الكاذب على اللّه فيكذبه » « 1 » ، يعنى حجت و دليل از جانب خداوند بر بندگان عقل است كه شناخته مىشود به واسطهء آن راستگويى بر خداوند را ، پس تصديق مىنمايد او را و دروغگوى بر خداوند را ، پس تكذيب مىنمايد او را . و در حديثى كه سابقا در اوايل همين باب ذكر شد فرمودند كه « فاذا كان تأييد عقله من النور كان عالما حافظا ذاكرا فطّنا فهما فعلم بذلك كيف و لم و حيث و عرف من نصحه و من غشه فاذا عرف ذلك عرف مجراه و موصوله و مفصوله و اخلص الوحدانية للّه و الاقرار بالطاعة » « 2 » تا آخر حديث با معناى آن ، كه در آنجا ذكر شد . و از اين خصلت ايضا ده خصلت ناشى و منشعب مىگردد : زيادت عقل ، كمال لبّ ، محمدت عواقب ، نجات از لوم ، قبول مودّت ، سراح انصاف ، تقدم در امور ، قوّت بر طاعت اللّه . اما زيادت عقل و كمال لبّ ، پس معناى آنها ظاهر و هويدا است ، خصوصا از تحقيق معناى طاعت ناصح و ذكر حديث مذبور . و لبّ به معناى عقل است ايضا . و الباب جمع او است . و اولو الالباب به معناى صاحبان عقول است . و لبّ در اصل وضع به معناى خالص و مغز هرچيز است . و عقل را كه لبّ ناميدهاند به جهت آن است كه حقيقت و مغز و خالص آنچه در انسان است ، او است و ما عداى او به منزلهء قشر و پوست است . و اما محمدت عواقب ، پس عبارت است از محمود و جميل بودن ثمرات
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 24 و 25 ، ضمن ح 20 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 25 ، ضمن ح 23 .